أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

13

فتوح البلدان ( فارسى )

بر ايشان حمى قرار نمىدادم . قاسم بن سلام ابو عبيد ما را گفت كه ابن ابى مريم از عمرى و او از نافع و او از ابن عمر روايت كرد كه رسول الله ( ص ) نقيع را براى اسبهاى مسلمانان حمى قرار داد . ابو عبيد مرا گفت كه نقيع با نون است « 1 » و در آن دشتى از گياه ذرق است كه همان حندقوق - باشد « 2 » . مصعب بن عبد الله زبيرى از پدر خود و او از ابن دراوردى و او از محمد بن ابراهيم تيمى و او از پدر خويش و او از سعد بن ابى وقاص حكايت كرد كه غلامى را ديد كه حمى را قطع مىكند . پس او را بزد و تبر از وى بازگرفت . مخدومهء او يا زنى از كسانش بر عمر رضى الله عنه وارد شد و از سعد بر وى شكايت برد . عمر گفت : اى ابو اسحاق خداوند بر تو رحمت آورد ، تبر و جامهء او بازده . سعد اباء كرد و گفت آنچه را رسول الله ( ص ) بر من غنيمت قرار داده باز پس نمىدهم ، شنيدم كه پيامبر مىگفت : هر كه را ديديد حمى را قطع كند وى را بزنيد و هر چه دارد بستانيد .

--> اسبهاى مسلمانان و ربذه و الشرف را براى اشتران صدقه حمى قرار داده بود و هر سال سى هزار اشتر براى جهاد عطا مىكرد . . . و چون شترى را به مردى مىداد لوازم آن را نيز به وى عطا مىكرد . » ( رك . محمد بن سعد كاتب واقدى : الطبقات الكبرى ، عمر بن الخطاب ) ضمنا اصطلاح فى سبيل الله در مواردى اختصاص به جهاد دارد كه در روايت منقول در متن نيز همين معنى مورد نظر مىباشد ( دربارهء اين معنى اصطلاح فى سبيل الله مراجعه شود به : اللمعة الدمشقيه ، باب وقف . . . الوقف فى سبيل الله . . . و قيل يختص بالجهاد ) . ( 1 ) . اين تأكيد به خاطر آن است كه در كتاب لفظ مذكور اختلاف است و كسانى آن را با حرف باء روايت كرده‌اند ( رك . ياقوت ، معجم البلدان ، مادهء نقيع ) . ( 2 ) . شبدر وحشى .